صدای درهم شکسته شدن بازار نفت بلندتر شد

به گزارش ایسنا، مخازن نفت در بسیاری از بازارها پر بوده و معامله گران را ناچار کرده است نفت اضافی را در ابرنفتکشها نگهداری کنند. پالایشگاهها شروع به تعطیلی کرده اند زیرا هیچ کس به سوختی که آنها تولید می کنند، نیاز ندارد. در بازارهای نفت فیزیکی، بشکه ها به قیمت کمتر از ۱۰ دلار دست به دست می شوند و در چند بازار، تولیدکنندگان به مصرف کنندگان پول می دهند تا نفتشان را دریافت کنند.

گری راس، ناظر باسابقه بازار نفت و مدیر سرمایه گذری شرکت “بلک گلد اینوستر” در این باره اظهار کرد: بازار نفت فیزیکی فلج شده است و لجستیک در مواجهه با از دست رفتن فاجعه آمیز تقاضا، به سختی تلاش می کند تا دوام بیاورد.

معامله گران نفت می گویند احتمال بدتر شدن اوضاع وجود دارد. ریشه اصلی این اتفاق، افت پرشتاب و کم سابقه مصرف نفت در بیش از یک قرن گذشته است. ریزش بزرگ سال ۱۹۲۹، شوک نفتی دوگانه دهه ۱۹۷۰ و بحران مالی جهانی به پای وضعیت فعلی نمی رسند. جهان معمولا ۱۰۰ میلیون بشکه در روز نفت مصرف می کند و معامله گران و تحلیلگران تخمین می زنند که حداکثر یک چهارم از این مصرف در چند هفته گذشته غیب شده است.

صنعت جهانی ایرلاین زمین گیر شده و کسب و کارها و کارخانه های بیشماری تعطیل شده و میلیاردها نفر ناچار شده اند در خانه بمانند.

مایک ویرث، مدیرعامل شرکت شورون به تلویزیون بلومبرگ اظهار کرد: روشن است که تقاضا در بخشهایی از جهان وجود ندارد.

مشکل فوری، کمبود مخازن نگهداری نفت است. اکنون که تقاضا ۲۰ میلیون بشکه در روز کمتر از میزان عرضه است، جهان مخازن کافی برای نگهداری مازاد عرضه در مدت دو یا سه ماه آینده ندارد. اما این مسئله فوریت زیادی دارد زیرا ظرفیت مخازن جهانی که عمدتا در چند هاب مانند روتردام، کارائیب و سنگاپور متمرکز شده اند، برای هر تولیدکننده ای موجود نیستند. معامله گران و مشاوران انرژی می گویند برای کسانی که به خطوط لوله و بنادر دسترسی ندارد، ظرفیت محلی تا چند روز دیگر تکمیل می شود.

برای کسانی که به دریا دسترسی دارند، یک راهکار استفاده از ناوگان ابرنفتکشها به عنوان مخازن نفتی شناور است و این امر به شیوه کم سابقه ای روی داده است. مدیرعامل شرکت “فرونت لاین” که بزرگترین مالک نفتکش در جهان است، روز جمعه اعلام کرد چنین تقاضایی برای بکارگیری نفتکشها برای ذخیره سازی طولانی مدت نفت را هرگز به یاد ندارد. وی برآورد کرد معامله گران ممکن است ۱۰۰ میلیون بشکه نفت را در دریا نگهداری کنند اما این میزان هم تنها معادل چند روز مازاد عرضه به حساب می آید.

در آمریکا شرکت خط لوله “پلینز ال امریکن” که یکی از بزرگترین شرکتهای خط لوله است، از تولیدکنندگان نفت درخواست کرده است به صورت داوطلبانه تولیدشان را کاهش دهند تا مانع بسته شدن شبکه ای شوند که آنها را از طریق هزاران مایل خط لوله به پالایشگاهها متصل می کند.

دنیا دیگر فضایی برای نگهداری نفت ندارد تعطیلی گسترده اقتصاد، برای بخش تقاضا تاثیر فاجعه آمیزی داشته و توقف پروازهای تجاری، مصرف سوخت جت را حداکثر ۷۵ درصد یا معادل پنج میلیون بشکه در روز کاهش داده است.

اما در خصوص بنزین، طبق آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، رانندگان آمریکایی بزرگترین منبع تقاضا برای بنزین بوده و روزانه بیش از ۹ میلیون بشکه بنزین مصرف می کنند. در ایالتهایی شامل کالیفرنیا و نیویورک از مردم خواسته شده است در خانه بمانند و دیگر میلیاردها سفر با خودرو انجام نمی شود. همین وضعیت در اروپا و آسیا هم قابل مشاهده است.

بن لوکاک، یکی از مدیران بخش بازرگانی شرکت ترافیگورا می گوید: نابودی تقاضا کم سابقه بوده و میزان مصرف مجموعا ۲۲ میلیون بشکه در روز در آوریل کاهش پیدا کرده است.

در سراسر جهان، حدود ۷۰۰ پالایشگاه نفت خام را پالایش و بنزین، دیزل و سوختهای دیگر تولید می کنند. این پالایشگاهها به تدریج تولیدشان را کاهش داده و حتی فعالیتشان را متوقف می کنند زیرا تقاضا برای سوختی که تولید می کنند بسیار اندک است. به عنوان مثال در هند که ۱.۳ میلیارد نفر تا اواسط آوریل در قرنطینه هستند، بزرگترین پالایشگاه این کشور نرخ پالایش نفت در اکثر تاسیساتش را حداکثر ۳۰ درصد کاهش داده است.

یک پالایشگاه کوچکتر در ایتالیا که در حال حاضر مرکز شیوع ویروس در اروپا است، روز جمعه به دلیل افت ۸۵ درصدی تقاضا برای سوخت تعطیل کرد.

با تعطیلی سیستم پالایشگاهی، بازار نفت خام متالم شده است. بسیاری از گریدهای نفتی به خصوص گریدهایی که سولفور بالایی دارند و پالایش آنها دشوار است، با تخفیف بالایی نسبت به شاخصهای قیمت جهانی فروخته می شوند. گرید نفتی “وسترن کانادین سلکت” که از ماسه نفتی آلبرتا تولید می شود روز جمعه به رکورد اندک چهار دلار و ۵۱ سنت در هر بشکه رسید.

در آمریکا نفت “اوکلاهاما سور” پنج دلار و ۷۵ سنت و “نبراسکا اینترمدیت” هشت دلار و “وایومینگ سوییت” سه دلار در هر بشکه معامله می شوند.

حتی در بخشهایی از بازار نفت آمریکا قیمتها منفی شده است. “وایومینگ آسفالت سور” که برای تولید قیر استفاده می شود، در اواسط مارس به منفی ۱۹ سنت در هر بشکه رسید.

شاید جای تعجب دارد که شاخصهای قیمت نفت هنوز در رکورد بالایی معامله می شوند. نفت برنت که گرید نفتی دریای شمال و قیمت پایه بازار جهانی است، هفته گذشته در ۲۴ دلار و ۹۳ سنت در هر بشکه بسته شد که بسیار بالاتر از رکورد پایین تاریخی ۹ دلار و ۵۵ سنت در سال ۱۹۹۸ است.

ترافیگورا پیش بینی کرد قیمت نفت برنت احتمالا ۱۰ دلار دیگر کاهش پیدا می کند. شرکت بلک گلد هم انتظار دارد شاخصهای قیمت نفت برنت و وست تگزاس اینترمدیت آمریکا تا چند روز آینده به سطح پایینتری سقوط کنند.

مرحله بعدی فروپاشی بازار نفت، تعطیلی گسترده تولید خواهد بود زیرا شرکتهای حفاری به این نتیجه خواهند رسید که تنها راه ممکن، عدم تولید نفت تا بهتر شدن اوضاع است و نشانه های این حرکت هم مشاهده می شود.

شرکت نفتی دولتی پتروبراس برزیل اعلام کرده که تولیدش را امسال به دلیل نبود تقاضا ۱۰۰ هزار بشکه در روز کاهش می دهد. در کانادا برخی از تولیدکنندگان تولیدشان را متوقف کرده اند و شرکت گلنکور که بزرگترین شرکت بازرگانی کالا در جهان به شمار می رود، تولیدش در چاد را تعطیل کرده است.

بر اساس گزارش بلومبرگ، بسیاری از تولیدکنندگان رغبتی به تعطیلی چاههای نفت ندارند زیرا با وجود این که در قیمتهای فعلی زیان می کنند، درآمد اندک برای آنها بهتر از هیچ است. اما با توقف فعالیت پالایشگاهها و سیستمهای خطوط لوله و تکمیل ظرفیت مخازن نفت، این دسته از تولیدکنندگان به زودی گزینه دیگری به جز تعطیلی نخواهند داشت.

انتهای پیام

هنرمندان موسیقی متولد تعطیلات نوروزی کدامند؟

ایسنا در گزارش پیش‌رو اسامی و خلاصه‌ای از عملکرد هنرمندان موسیقی که در ۱۳ روز تعطیلات نوروز چشم به جهان گشوده‌اند تهیه کرده‌ است تا بیشتر با این هنرمندان آشنا شویم.

در نخستین روز بهار می‌توان به تولد هنرمندانی همچون حسین شهبازیان (نوازنده ویولن)، ابراهیم نظری سنگرودی (نوازنده فلوت)، امیرمهیار تفرشی‌پور (آهنگساز)، سیدعبدالحسین مختاباد (خواننده) و شهلا میلانی (خواننده کلاسیک) اشاره کرد.

حسین شهبازیان

این هنرمند در سال ۱۲۹۸ در تهران متولد شد و در۶ مرداد سال ۹۶  در ۱۰۱ سالگی از جمع موسیقیدانان رفت. او نوازنده ویولن و رهبر ارکستر بود. این هنرمند از ۱۷ سالگی ویولن‌نوازی را در کلاس ضیاء سیحون شروع کرد و با راهنمایی مرحوم مهدی خالدی در کلاس شادروان استاد ابوالحسن صبا شرکت کرد و ردیف‌های موسیقی ایران را که به همت زنده یاد ابوالحسن صبا تدوین شده بود، یاد گرفت. پس از آن، او برای آشنایی بیشتر با سبک‌های مختلف موسیقی، چند سال در کلاس استادان خارجی و ایرانی، موسیقی کلاسیک را آموخت و به‌عنوان معلم، شاگردان درس موسیقی را تعلیم و آموزش داد.
حسین شهبازیان سال‌های زیادی به‌عنوان نوازنده و رهبر ارکستر شماره ۳ رادیو ایران فعالیت داشت و برای خوانندگان بسیاری، آهنگ‌های زیبا و به‌یادماندنی اجرا کرد.
او پدر فریدون شهبازیان ـ آهنگساز و رهبر ارکستر ملی ایران ـ بود.

حسین شهبازیان

ابراهیم نظری سنگرودی

این هنرمند زاده ۱۳۳۱ در تهران و نوازنده فلوت و پیکولو، آهنگساز و رهبر ارکستر است. وی همچنین از بنیان‌گذاران جشنواره موسیقی فجر و در دوره‌های اول تا چهارم، دبیری جشنواره موسیقی فجر را به عهده داشته‌ است.
نظری سنگرودی دارای نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
عمده فعالیت‌های آهنگسازی این هنرمند مربوط به آثاری است که در زمان جنگ ساخته شده و بیشتر شامل آثاری برای ارکستر سمفونیک و کُر می‌شود. او در کنار این آثار قطعاتی در ژانرهای گوناگون برای سازهای غربی یا سازهای ایرانی به همراه ارکستر سمفونیک تنظیم کرده‌ است.
نظری در زمینه نوازندگی، چه در اجرای صحنه‌ای و چه در ضبط‌ها، فعالیت گسترده‌ای داشته‌ است. از آثار منتشر شده‌ای که او در آن فلوت یا پیکولو (نوعی فلوت) نواخته ‌است می‌توان به آلبوم‌های «زردی خزان» با تنظیم ارسلان کامکار و هوشنگ کامکار، «در گلستانه» ساخته هوشنگ کامکار، «افسانه سرزمین پدری‌ام» ساخته ارسلان کامکار اشاره کرد.

امیر مهیار تفرشی‌پور

او متولد ۱۳۵۳ در تهران است. در ابتدا چند سال پیانو آموخت و سپس به دانمارک رفت. در اوایل دهه ۸۰ از کنسرواتوار اسبیرگ دانمارک لیسانس نوازندگی پیانو دریافت کرد. او همچنین موفق به دریافت فوق لیسانس از دانشگاه موسیقی و هنرهای دراماتیک گیلدهال در لندن شد.
او مجموعه قطعات «کودکی من در ایران» برای پیانو را در سال ۱۳۸۲ در دانشکده هنرهای زیبا اجرا و جایزه نخست بینال آهنگسازی را نصیب از آن خود کرد.

سیدعبدالحسین مُختاباد

این هنرمند هم متولد اول فروردین ۱۳۴۵ در ساری، آهنگ ساز و خواننده رییس پیشین دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی است.
مختاباد موسیقی را نزد استادانی چون کریم صالح عظیمی (آواز)، عطاءالله جنگوک (سه تار) و همچنین کامبیز روشن‌روان، شاهین فرهت و محسن الهامیان (تئوری موسیقی، سلفژ و هارمونی) و امیر بیداریان (تنبک) فرا گرفته‌ است.
از معروف‌ترین آثار هنری مختاباد می‌توان به «تمنای وصال» و «شبانگاهان» اشاره کرد. مختاباد بنیان‌گذار و خواننده عضو گروه رودکی است.
از آخرین آثار او می‌توان به اپرای آرش کمانگیر اشاره کرد که بر اساس منظومه آرش کمانگیر سروده سیاوش کسرایی ساخته شده‌است.

شهلا میلانی

او خواننده سوپرانو و مدرس آواز اهل ایران است. تدریس در دانشگاه هنر، دانشگاه جامع علمی کاربردی و هنرستان موسیقی دختران، سرپرستی و رهبری گروه کر هنرستان دختران، سرپرستی و خوانندگی گروه موسیقی «آواز ملل»، سرپرستی گروه آوازهای کلاسیک، سرپرست گروه آواز دانشگاه هنر تهران، ریاست کانون خوانندگان کلاسیک خانه موسیقی ایران، عضو هیات داوران جشنواره موسیقی فجر، عضو هیات داوران انتخاب اعضای گروه کر ارکستر سمفونیک تهران از جمله فعالیت‌های او است.
میلانی دارای مدرک درجه یک هنری از شورای عالی ارزشیابی هنری وزارت ارشاد و دارای تندیس جشن خانه موسیقی است.

دوم فروردین نیز مصادف با تولد محمدرضا ابراهیمی ـ نوازنده تار و عود ـ است.
او فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه هنر و نوازنده تار، سه تار، دیوان و عود است. ابراهیمی فراگیری موسیقی را نزد مجید درخشانی، ارشد طهماسبی، محمدرضا لطفی و هوشنگ ظریف آغاز کرد. ااین نوازنده همچنین از سال ۱۳۶۸ آموزش عالی و فعالیت‌های اجرائی خود را از قبیل ضبط موسیقی و اجرای کنسرت نزد حسین علیزاده آغاز کرد.
او با گروه‌های «هم نوایان» به سرپرستی حسین علیزاده، «طلوع» و «نوروز» به سرپرستی ارشد تهماسبی همکاری داشته است.

در سوم فروردین هم با تولد فرهنگ شریف (نوازنده تار) و محمدرضا دارابی (خواننده کردی کرمانشاهی همراه) همراه هستیم.

فرهنگ شریف

تولد فرهنگ شریف به ۳ فروردین ۱۳۱۰ در آمل و درگذشته ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ در تهران بازمی‌گردد. این هنرمند دارای نشان درجه یک هنری معادل دکتری و از چهره‌های ماندگار موسیقی، نوازنده و بداهه نواز تار اهل ایران بود. این هنرمند در کودکی با پدر و مادرش به تهران نقل مکان کرد. شریف این شانس را داشت که پدرش اهل ذوق بود و با اهالی هنر رفت‌وآمد داشت. او نیز علاقه‌اش را به موسیقی از دوران کودکی نشان داد و گاهی به ساز پدرش دستبرد می‌زد.
شریف تار را نزد علی‌اکبرخان شهنازی تمرین کرد و تعلیم دید. او به‌دلیل دوستی پدرش با عبدالحسین شهنازی، برادر علی‌اکبرخان شهنازی که در نواختن تار از پدرش، آقا حسینقلی، بهره برده بود، بر ردیف موسیقی ایرانی نیز مسلط شد. فرهنگ شریف معتقد بود که همواره تحت تأثیر ساز عبدالحسین‌خان بوده و از سبک او الهام گرفته است.
نکته برجسته هنر شریف را در این می‌دانند که شیوه نوازندگی‌اش منحصر به خودش بود و شباهتی به شیوه نوازندگی استادانش نداشت. همه بر صاحب سبک بودن او تاکید دارند و ابداعاتش در نحوه انگشت‌گذاری و مضراب‌زنی در نقاط مختلف سیم‌های تار را از ویژگی‌های نوازندگی او می‌دانند.

او چهره ماندگار موسیقی ایرانی بود و سابقه همکاری با محمدرضا شجریان، تاج اصفهانی، غلامحسین بنان، محمود محمودی خوانساری، حسام‌الدین سراج و … را داشت.

در روز چهارم فروردین با تولد هنرمندی در تقویم رو به رو نشدیم ولی در پنجم فروردین دو هنرمند از جمله ناصر مسعودی (خواننده گیلک) و بهرام گودرزی (خواننده) چشم به جهان گشوده‌اند.

ناصر مسعودی

ناصر مسعودی ۶ فروردین سال ۱۳۱۴ در محله صیقلان متولد شد. او مشهور به بلبل گیلان و قدیمی‌ترین خواننده اشعار گیلکی است. از او آثار ماندگاری چون گل پامچال (ترانه)، موسیقی میرزا کوچک‌خان (چقدر جنگلا خوسی)، کوراشیم، بنفشه گل و… منتشر شده ‌است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سال‌ها انتشار آثار او ممنوع بود؛ ولی تبحر او در موسیقی فارسی و گیلکی موجب شد که سرانجام با ترانه‌های جدیدی به فعالیت خود ادامه دهد. از او در ۵۰ سال فعالیت هنری بیش از ۵۰۰ ترانه به جا مانده‌ است.

بهرام گودرزی

او زاده ۵ فروردین ۱۳۲۲ و خواننده و آهنگساز اهل تهران است. از جمله استادان او می‌توان به «محمود کریمی»، «ادیب خوانساری»، «اسماعیل مهرتاش» و «حسین قوامی» اشاره کرد. گودرزی فارغ‌التحصیل هنرستان موسیقی ملی است.
وی پیش از انقلاب اسلامی حدود ۲۰۰ آواز و ترانه و ۴ آلبوم موسیقی (نوار کاست) ضبط و اجرا کرده‌ است. همچنین پس از انقلاب بیش از ۵۰ تصنیف و ترانه و ۲ آلبوم موسیقی از او منتشر شده‌ است.

ششم فروردین؛ علی‌اکبر شکارچی

این نوازنده و مدرس کمانچه متولد ششم فروردین ۱۳۲۸ در شهر درود استان لرستان است.
شکارچی نواختن کمانچه را از کودکی تحت تأثیر نوازندگان محلی آغاز کرد و پس از اخذ دیپلم و خدمت سربازی در سن ۲۰ سالگی به تهران رفت. شکارچی در سال ۱۳۵۰ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و جهت فراگیری ردیف‌های سازی و آوازی و قطعات ضربی از محضر استادان داریوش صفوت، نورعلی خان برومند، محمود کریمی، یوسف فروتن، سعید هرمزی و جلال ذوالفنون بهره برد.

شاهین فرهت (آهنگساز) و امین سالمی (رهبر ارکستر) در هفتم فروردین متولد شدند.

شاهین فرهت

او متولد ۷ فروردین ۱۳۲۶ در تهران و آهنگساز ایرانی است. وی استاد و مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه تهران است.
شاهین فرهت کارشناسی موسیقی از دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد مستر آهنگسازی از نیویورک و دکترای آهنگسازی از استراسبورگ فرانسه دارد و سال‌ها استاد تمام موسیقی دانشگاه تهران بوده است. داوری جشنواره‌های موسیقی از جمله چند دوره جشنواره موسیقی فجر از جمله تجربه ها و سوابق شاهین فرهت است.
این آهنگساز دبیری دوره‌های سی و چهارم و سی و پنجم جشنواره موسیقی فجر را بر عهده داشته است.

امین سالمی

تحصیلات او در رشته موسیقی بوده است. سالمی آهنگساز موسیقی فیلم «پشت دروازه تاریخ» بوده و دارای کارت تدریس آهنگسازی از دفتر توسعه فعالیت‌های هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو وابسته خانه موسیقی و عضو انجمن نوازندگان سازهای ایرانی است. وی مدرس سنتور و مؤسس، آهنگساز و رهبر ارکستری با نام «ارکستر آکادمیک تهران» است.
در روزهای ۸ و ۹ فروردین نیز با تولد هنرمندی رو به رو نشدیم تا اینکه به روز دهم رسیدیم.

علیرضا افتخاری؛ ۱۰ فروردین

علیرضا افتخاری متولد ۱۰ فروردین در اصفهان است. افتخاری طی چندین سال فعالیت در عرصه موسیقی سنتی ایرانی، خوانندگی بیش از شصت آلبوم موسیقی را بر عهده داشته ‌است و در سال ۱۳۸۹ موفق به اخذ نشان چهره‌های ماندگار شد.
او از سال ۱۳۶۰ پس از درگذشت تاج اصفهانی نزد دادبه به ادامه تعلیم موسیقی پرداخت. در سال ۱۳۶۲، اولین آلبوم خود را به توصیه فرامرز پایور با نام «آتش دلخ» و به یاد استاد فقیدش تاج اصفهانی منتشر کرد. پس از آن، آثار او از صداوسیمای ایران به صورت مرتب پخش شده و کنسرت‌های مختلفی را در کشورهایی چون ژاپن، آلمان، کانادا و انگلستان برگزار کرده‌ است.
وی در طول چهار دهه فعالیت خود، تا کنون موفق به انتشار بیش از ۶۰ آلبوم موسیقی در سبک‌های سنتی، ارکسترال و تلفیقی با همکاری اساتیدی چون پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، علی تجویدی، عباس خوشدل، جمشید عندلیبی، محمدعلی کیانی‌نژاد، مهرداد پازوکی، محمد جلیل عندلیبی، جواد لشکری، محمد موسوی، جلال ذوالفنون، هابیل علی‌اف، حسن میرزاخانی، محمدجواد ضرابیان، علی جعفریان، عبدالحسین برازنده، فضل‌الله توکل، محمدرضا چراغعلی، فریدون شهبازیان، کامبیز روشن‌روان و … شده‌ است. از آلبوم‌های معروف او می‌توان به مقام صبر، راز و نیاز، سرو سیمین، شور عشق، نیلوفرانه، یاد استاد، سرمستان، افسانه، مستانه، امان از جدایی، هنگامه و شب عاشقان اشاره کرد.

۱۱ فروردین و تولد خشایار اعتمادی

او متولد ۱۱ فروردین ۱۳۵۰ در استان گلستان و خواننده ایرانی است. اعتمادی خواننده نخستین آلبوم موسیقی پاپ بعد از انقلاب اسلامی در ایران است.
این خواننده در ۴ سالگی کار با ملودیکا و در ۵ سالگی کار با آکاردئون را آموخته‌ است. اعتمادی در سن ۶ سالگی خوانندگی را شروع کرده و در ۱۳ سالگی شروع به یادگیری و نواختن پیانو کرده‌ است.
خشایار اعتمادی، فعالیت در عرصه موسیقی را از پانزده سالگی شروع کرد. از سال ۷۴ وارد دنیای موسیقی شد و با خواندن ترانه «بارون» با شعری از احمد شاملو به شهرت رسید. اعتمادی تاکنون اجراهای زیادی داشته و در سه جشنواره از جمله جشنواره پاپ و دو جشنواره بین‌المللی در ایران و جشنواره بین‌المللی موسیقی مسلمانان سارایوو W.O.M.F  شرکت کرده است.

تولد یک نوازنده تنبک در ۱۲ فروردین

۱۲ فروردین با تولد محمد اخوان ـ نوازنده تنبک ـ همراه است.
محمد اخوان در سال ۱۳۳۵ در شهر تبریز به دنیا آمد. از همان کودکی علاقه شدیدی به موسیقی پیدا کرد .او در هشت سالگی ساز تنبک را انتخاب کرد و بدون داشتن مربی و تنها با استفاده از جزوه‌ها و نوارهای موجود آن زمان، آموزش مقدماتی تنبک را شروع کرد.
کمتر از ۱۹ سال داشت که از طرف محمود کریمی و داریوش صفوت به عضویت ارکستر رادیو و تلویزیون مرکز تبریز درآمد. او همچنین آموزش تنبک در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی تبریز, دانش‌سرای هنر و کارگاه موسیقی را به عهده گرفت. این نوازنده تجارب خود را در قالب چند کتاب از جمله «دستور مقدماتی تنبک و سیزده قطعه» و «دستور تنبک برای دوره‌های ابتدایی، متوسطه و عالی منتشر کرد.

در پایان در ۱۳ فروردین با تولد افرادی همچون محمود فرهمندبافی (نوازنده تمبک)، صادق تعریف (نوازنده دف و تمبک) همراه هستیم.

محمود فرهمندبافی

او ۱۳ فروردین سال ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. فرهمندبافی از ۱۰ یا ۱۲ سالگی به نقاشی و موسیقی به ویژه «ریتم» گرایش پیدا کرد و در سال ۱۳۴۷ به کمک «کامران داروغه» به کلاس «امیرناصر افتتاح» راه یافت و به مدت یک سال دروس اولیه ساز تمبک را نزد او فرا گرفت.
این موسیقیدان در سال ۱۳۵۲ با ارکستر ژوزنس موزیکال همکاری خود را شروع کرد و از سال ۱۳۵۳ با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی صدا و سیما به همکاری پرداخت. فرهمندبافی چندین سال همکاری با ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر ملی، صدا و سیما، سه دوره حضور در جشن هنر شیراز و چندین اجرا در دانشکده هنرهای زیبا و کارگاه نمایش با حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان را در کارنامه هنری خود دارد. او با موسیقیدانانی چون علی اکبرخان شهنازی، جلیل شهناز، پرویز یاحقی، اصغر بهاری، فرامرز پایور، فرهاد فخرالدینی، محمدرضا شجریان و… همکاری داشته ‌است.
فرهمندبافی در بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر در سال ۱۳۸۴ مورد تقدیر قرار گرفت.

صادق تعریف

او نوازنده تنبک و دف و متولد ۱۳۴۶ است. وی هنرجوی اساتیدی چون علی اصغر بهادری، کامران داروغه، داوود گنجه‌ای، سعید فرج‌پور، اردشیر کامکار و جمشید محبی بوده است. کپی برداری و اجرای ریتم‌های بومی اولین نشانه‌های بروز استعداد او در موسیقی بود. تعریف، تابه‌حال کتاب‌های آموزش دف در دو جلد سال ۷۹ – ۸۳ و نوازش تنبک سال ۸۹ را منتشر کرده است. مشارکت در تاسیس انجمن موسیقی شمشال در سنندج در سال ۶۴ از دیگر فعالیت‌های او است.  

انتهای پیام

حیوانات خانگی و کرونا

به گزارش ایسنا، با توجه به ناشناخته بودن نوع انتقال کرونا از  انسان به حیوان و بالعکس (بجز شروع بیماری در چین که ابتلا از حیوان به انسان سرآغاز اپیدمی بود) اکثر سایت ها و دانشمندان توصیه کرده‌اند که در زمینه پیشگیری، باید تمام نکات ایمنی را که فرد در جهت عدم انتقال ویروس رعایت می کند، در مورد حیوانات هم در نظر گرفته شود.

با این حساب فرد مبتلا به هیچ وجه نباید تماس نزدیک و بدون رعایت نکات ایمنی با حیوان خانگی خود داشته باشد. اگر چه امکان انتقال به حیوانات خانگی هنوز اثبات نشده‌ است، اما ممکن است این حیوانات بتوانند به عنوان حامل و یا ناقل ویروس عمل کنند و باعث انتشار بیماری شوند.

بنابر اعلام سامانه آموزش آنلاین سازمان نظام پزشکی، پس تا زمانی که تحقیقات جدیدتری انجام شود، بهتر است دربرابر حیوانات خانگی تمام نکات ایمنی را رعایت کنیم.

انتهای پیام

رقم دستمزد کارگران باید تا پیش از عید مشخص می‌شد/کارفرمایان بلاتکلیفند!

علی اکبر لبافی در گفت وگو با ایسنا، در ارزیابی تعیین رقم حداقل دستمزد سال ۱۳۹۹ کارگران گفت: تصور من این است که توافقی که روی رقم دو میلیون و ۸۰۰ هزارتومان در آخرین نشست شورای عالی کار صورت گرفت، اتفاق می‌افتد چون در خصوص شاغلین قانون خدمات کشوری نیز افزایش حقوق حداقل بگیران تا دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان مصوب شد لذا به احتمال قوی این رقم در حوزه مشمولین قانون کار هم لحاظ خواهد شد منتها بعید است که این افزایش روی پایه حقوق اتفاق بیفتد چون افزایش قابل توجهی می شود و با در نظر گرفتن مزایای جنبی مزد عدد مزد خیلی رشد می کند و این امر پایداری بنگاههای اقتصادی را به خطر می اندازند.

وی گفت: معتقدم افزایش حداقل مزد به دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بسیار ضعیف است و به دلیل جهش مزدی و تاثیرگذاری هایی که در شاغلین و بازنشستگان تامین اجتماعی دارد، سرجمع این عدد روی حداقل مزد کارگران اعمال می‌شود.

این کارشناس حوزه کار در عین حال با انتقاد از موکول شدن تعیین رقم حداقل مزد کارگران به سال جدید، گفت: این کار باید قبل از ورود به سال جدید و تا پایان سال گذشته به شکل کارشناسی صورت می گرفت و شرکای اجتماعی با دولت و تشکلهای بخش خصوصی مذاکره و رایزنی می کردند و بعد به شکل یکسان این افزایش را هم در مشمولین قانون کار و هم نظام استخدام کشوری با هم می دیدند.

لبافی با بیان اینکه بازنشستگان تامین اجتماعی هم منتظر تعیین حداقل مزد کارگران هستند، گفت: به طور معمول تصمیماتی که در این خصوص گرفته می شود تنها برای شاغلین نیست و این مساله روی دستمزد چند میلیون بازنشسته تامین اجتماعی هم اثرگذار است.

وی با بیان اینکه طی سالهای اخیر هیچ سالی نبوده که تعیین دستمزد کارگران به سال بعد موکول شده باشد، اظهار کرد: تنها یکبار این اتفاق افتاد که حداقل مزد در پایان اسفند ماه نهایی و تنها تعیین سایر سطوح مزدی به هفته بعد از عید موکول شد.

این کارشناس حوزه کار خاطرنشان کرد: شورای عالی کار همواره در پایان سال رقم دستمزد را تصویب می کند به این دلیل که از اول فروردین ماه سال بعد باید در حقوق کارگران اعمال شود و عدم تصویب حداقل مزد به لحاظ برخی ملاحظات، حسابرسی ها و مسایل بیمه ای و قراردادی مشکلاتی را به وجود می آورد و سردرگمی و بلاتکلیفی کارگران را به دنبال دارد.

لبافی ادامه داد: تحقیقا حدود ۹۰ درصد کارگران قراردادی هستند و معمولا و عرفا قراردادهایشان از ابتدا تا انتهای سال است و این عدم تعیین حداقل مزد ممکن است در بستن قراردادهای کارشان اثرگذار باشد، از سوی دیگر بسیاری از کارفرماها شرایط کارگاه و بکارگیری نیروهای کار را با مصوبه دستمزد شورای عالی کار تطبیق می دهند و بر مبنای افزایش مزد تصمیم می گیرند.

وی تصریح کرد: وقتی قرارداد تا انتهای سال است، به محض اعلام مصوبه شورای عالی کار، کارفرما تصمیم می گیرد که با این وضعیت ادامه بدهد یا ندهد و نسبت به افزایش یا تعدیل نیروهای کار اقدام کند، اما با توجه به عدم تعیین رقم مزد بسیاری از کارفرمایان اکنون در بلاتکلفی به سر می برند.

به گزارش ایسنا، نشست دستمزد شورای عالی کار ۲۹ اسفند ماه سال گذشته با حضور نمایندگان کارگری، کارفرمایی و دولت برگزار شد اما علیرغم توافق دولت و کارفرمایان در خصوص افزایش حداقل دستمزد کارگران به دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دلیل برخی اختلافات در نحوه توزیع این رقم به نتیجه نرسید و بر این اساس تعیین حداقل دستمزد کارگران به فروردین ماه امسال موکول شد.

انتهای پیام

شهرخودرو ۹۸؛ سال رویایی مشهدی‌ها

به گزارش ایسنا، شاید سال ۹۸ رویایی‌ترین سال فوتبال مشهد باشد و هواداران فوتبال‌دوست مشهدی تاریخ‌سازی شهرخودرو با یحیی گل‌محمدی را فراموش نکنند؛ اتفاقی که سرمربی سابق شهرخودرو با یکسری جوان باانگیزه رقم زد تا نام او در فوتبال ایران و مشهد جاودانه شود.


* لیگ رویایی هجدهم


از همان ابتدا هم یحیی و شاگردانش جزو مدعی‌های لیگ هجدهم بودند و رقابت تنگاتنگی با سپاهان برای قهرمانی نیم‌فصل داشتند. تغییرهای زیاد در کادر فنی تراکتور، این تیم را لز جمع مدعیان دور کرد و این شهرخودرو بود که توانست از این فرصت استفاده کند و در مسیر کسب سهمیه قرار بگیرد. نیم‌فصل دوم لیگ فصل قبل، نبرد جنگ سه‌گانه پرسپولیس، استقلال و سپاهان بود و فولاد، تراکتور و شهرخودرو برای کسب سهنیه چهارم تلاش می‌کردند. حضور سپاهان و پرسپولیس در نیمه‌نهایی جام حذفی خیال فوتبال دوستان را راحت کرده بود که چهارمین سهمیه آسیایی متعلق به تیم چهارم جدول است. یحیی گل‌محمدی و شاگردانش توانستند گوی سبقت را از دو مربی دیگر بدزدند و صاحب سهمیه چهارم شوند تا فوتبال مشهد برای نخستین بار در تاریخش رنگ آسیا و لیگ قهرمانان را ببیند. تیمی که با جوان‌هایی چون حسین مهربان، محمد آقاجانپور، محمدحسین مرادمند و امین قاسمی‌نژاد ما به پای بزرگانی چون استقلال، سپاهان، تراکتور و پرسپولیس جنگید و سرانجام حقش را از لیگ برتر گرفت.


* ۳ جنگ نابرابر بر سر یحیی


فرهاد حمیداوی، مالک شهرخودرو، دو بار برای سرمربی موفق تیمش جنگید که بار اول پیروز شد اما در نبرد دوم زورش نچربید و گل‌محمدی را از کف داد. بعد از نتایج خوب شهرخودرو با گل‌محمدی و  نتایج نامناسب کرانچار با تیم ملی امید، فدراسیون فوتبال و مهدی تاج به فکر تغییر بودند و حمید استیلی دوست داشت جایگزین سرمربی کروات باشد اما نظر تاج روی سرمربی موفق تیم مشهدی بود.


حمیداوی و تاج بارها در جلسات و برنامه‌های مختلف با هم مذاکره کردند و حرف زدند. حرکت مثبت حمیداوی این بود که قبل از این که گل‌محمدی خواهان پیدا کند، قراردادش را دو ساله تمدید کرد و به هیچ وجه راضی به پیشنهاد مالی فدراسیون نبود. حمیداوی سرانجام دست رد به سینه تیم ملی امید زد و یحیی را در مشهد نگه داشت.


خواهان بعدی گل‌محمدی باز هم پیش از شروع لیگ نوزدهم به سراغ حمیداوی و سرمربی تیمش آمد. پرسپولیسی‌ها بعد از قهر برانکو و جدایی او از پرسپولیس به دنبال سرمربی بودند که هم بتواند در فرصت کم تیم را آماده کند و هم شناخت خوبی از بازیکنان داشته باشد. شهرخودرو که تمام برنامه‌های پیش فصل خود را با گل‌محمدی بسته بود، باز هم راضی به رفتن سرمربی سابق پرسپولیس به پایتخت نشد و به قول معروف دو دستی آن را چسبید. او کارش را همانند فصل قبل خوب شروع کرد و شهرخودرو باز هم جزو تیم‌های مدعی بود؛ این تیم حتی پرسپولیس را در مشهد شکست داد اما تا پایان نیم‌فصل، این سرخ‌ها بودند که کت صدرنشینی را تنشان کردند.


قهر کالدرون به دلیل مسائل مالی، باز هم نام سرمربی شهرخودرو را روی میز پرسپولیسی‌ها گذاشت اما این بار پایتخت‌نشینان با پشتوانه‌ای قوی چون وزارت ورزش پای میز مذاکره نشستند. حمیداوی برای بار سوم، توان جنگ و جدل برای سرمربی تیمش را نداشت و این بار پول و فشار او را راضی کرد که سرمربی تیمش را به تیم رقیب دهد؛ آن هم در آستانه شروع لیگ قهرمانان آسیا.


* تیم نصف و نیمه‌ای که آسیایی شد


با رفتن یحیی گل‌محمدی، حمیداوی مجبور بود کار را به یک خودی بسپارد و گزینه‌ای بهتر از سرآسیایی نبود. قائم مقام سابق باشگاه که در اواسط نیم‌فصل نخست با حمیداوی به مشکل خورده بود، حالا سکاندار تیمی شده بود که نیمی از ستاره‌هایش در نیم‌فصل جدا شده بودند و باید نصف و نیمه به مصاف الرفاع بحرین می‌رفت. جنجال بازی در کشور ثالث به بهانه ناامنی ایران از سوی AFC باعث شد این تیم فرصت میزبانی برابر حریف بحرینی را از دست بدهد اما پیروزی ۲ بر یک در کویت و شکست السیلیه قطر در ضربات پنالتی به عنوان مهمان، شهرخودرو را رسما آسیایی کرد تا سرآسیایی از نخستین امتحان جدی خود سربلند بیرون بیاید. البته دو باخت سنگین به پاختاکور ازبکستان و الهلال عربستان بدون گل زده، وضعیت شهرخودرو را در گروهش پیچیده کرده و این تیم شانس کمی برای صعود دارد.


* افت محسوس در لیگ نوزدهم


با جذب مهدی رحمتی و سروش رفیعی در ابتدای فصل، همه در فکر تیمی کهکشانی بودند اما جدایی گل‌محمدی و ستاره‌هایی چون رفیعی و یونس شاکری در نیم‌فصل، شهرخودرو دچار افت محسوسی شد به طوری که این تیم قافیه را به چهار تیم دیگر مدعی واگذار کرد و با اختلاف در رده پنجم جدول لیگ برتر قرار دارد. حذف از جام حذفی مقابل پرسپولیس و حضور در رتبه پنجم، به نظر نمی‌رسد شهرخودرو را دوباره آسیایی کند و حمیداوی باید به فکر تقویت تیمش در تابستان آینده باشد.


انتهای پیام

انتشار «هیولای کله کوسه‌ای» برای بچه‌ها

مترجم این رمان که به تازگی در نشر هوپا منتشر شده است، به ایسنا گفت: این رمان  برای بچه‌های بالای ۹ سال و نوجوانان مناسب است. «هیولای کله‌کوسه‌ای» اولین کتاب از مجموعه «بنجامین هیولا کُش» است که منتشر شده و دو کتر دیگر این مجموعه با عنوان‌های «هیولای چشم چرخشی» و «هیولای کله ماهتابی» نیز در نشر هوپا منتشر خواهند شد.

او افزود: این رمان‌ها درباره ماجراجویی پسری به نام بنجامین است و فضای فانتزی دارد. «هیولای کله‌کوسه‌ای» زبان طنزآمیزی دارد؛ بچه‌ها در این سن، کارهای این‌طوری را دوست دارند.

حدیقه درباره رمان‌های فانتزی برای بچه‌ها و استقبال مترجمان برای ترجمه چنین رمان‌هایی گفت: به‌نظرم فضای فانتزی می‌تواند به خلاقیت بچه‌ها کمک‌ ‌کند، در واقع رهایی از چهارچوب‌هایی که فضای رئال دارد می‌تواند به بچه‌ها کمک کند تا خلاق باشند بنابراین فضای فانتزی لطمه‌ای به کودکان نمی‌زند.

این مترجم ادبیات کودک و نوجوان سپس بیان کرد: ما در ایران نسبت به خارج از کشور و در مقایسه با کشورهای صنعتی، در این زمینه خیلی ضعیف‌تر عمل کرده‌ایم، هرچند ورود فانتزی به ادبیات با صنعت بوده است. فانتزی ترکیبی از اسطوره‌ها و صنعت است، ما از اسطوه‌هایمان استفاده نکرده‌ایم. رمان‌های فانتزی می‌تواند به نویسنده‌ها ایده‌ بدهد که چگونه از اسطوره‌های کشور خودمان استفاده کنند و آن‌ها را چگونه به فضای جدید بیاورند و به بچه‌ها ارائه دهند.

در نوشته پشت جلد کتاب هم آمده است: هیولای خرسیِ کلّه کوسه‌ای اهالی دهکده‌ی کناری را به وحشت انداخته و اینجاست که بنجامین بلانکِ ماجراجو پسر نوجوانی که با عموتاویش زندگی می‌کند، دستکش مخصوص جادویی‌اش را برمی دارد و عزمش را برای شکست هیولا جزم می‌کند؛ اما توی یک ماجرای واقعی، برخلاف افسانه‌ها، همه چیز راحتِ راحت پیش نمی‌رود. بن برای نجات اهالی دهکده، باید تمام توان و مهارتش را به کار گیرد. البته اگر می‌دانست چطور باید از دستکش جادویی اش استفاده کند، این قدر به دردسر نمی‌افتاد.
انتهای پیام

یادمان مردمی که برای آزادی کشته شدند

به گزارش ایسنا، در اواسط قرن بیستم، گرایش به کمونیسم در ژولانام بسیار رایج بود، که دولت ضد کمونیست کره جنوبی را به شدت مختل کرد که به درگیری بین مردم و دولت منجر شد.

گوانگجو یک گورستان ملی دارد که درواقع عملا نمایشگاه و موزه ای طبیعی درباره قیام سرکوب شده مردم است.
دیکتاتورهای مختلفی در این منطقه حاکم بودند که با وجود آنان، مردم کره جنوبی امیدوار بودند روزی دموکراسی و برابری بر محل زندگی شان حاکم شود؛ درنتیجه به مبارزه و قیام هایی اقدام کردند که، کشته هایی از اقشار و سنین مختلف بود.
 

در قیام ماه می، نیروها به روی جمعیت تظاهرات کننده آتش گشودند که درپی آن بیش از 500 نفر کشته شدند. هنوز مشخص نیست چه کسی دستور آتش را صادر کرد؛ زیرا دولت مستقر بسیاری از اسناد مظنون را از بین برد. اجساد آن قربانیان در حال حاضر در گورستان ملی ماه می دفن شده اند.

پس از این قتل عام ، برخی از معترضان به ایستگاه های پلیس و زره پوش ها در نزدیکی گووانجو حمله کردند و یک شبه نظامی را تشکیل دادند و ارتش جمهوری کره (ROK) ارتش جمهوری مرکزی را از مرکز شهر گوانجو بیرون راند. رسانه های جمعی که در اختیار دولت بودند، عملاً نسبت به آنچه در گووانجو اتفاق افتاد دروغ گفتند.

با این حال، برخی از معترضان گوانجو موفق شدند از شهر محاصره شده خارج شوند و اخبار را در استان ژولانام پخش کنند. این امر اعتراضا های بسیاری را در شهرهای دیگر برانگیخت.

سپس مردم گوانگجو به تجربه عمیقی دست یافتند. آنها دریافتند که در واقع می توانند خودشان را اداره کنند. اما چندی بعد، ارتش دوباره وارد مرکز شهر گوانجو شد، با شبه نظامیان شهروند جنگید و آنها را شکست داد.

قیام گوانجو به طور موقت نتوانست دموکراسی را به کره جنوبی بیاورد اما تأثیر ماندگاری داشت. مردم گوانجو هر ساله به اعتراض خود ادامه دادند و خواستار تصدیق حقایق در مورد قیام و جبران خسارت قربانیان شدند.

در اواخر دهه 1980، مردم کره جنوبی بیشتر و بیشتر حقیقت را درباره قیام گوانجو شنیدند، و این جنبش های سیاسی بسیار مؤثر بودند که سرانجام موفق شدند کره جنوبی را دموکراتیک کنند.

در دهه 1990 مسوولان وقت دولت که مسوولیت سرکوب قیام گوانگجو به عهده داشتند، تحت پیگرد قرار گرفتند و به اتهام جنایات به زندان فرستاده شدند.

اکنون گورستان محل دفن قربانیان قیام گوانگجو به یک یادمان بزرگ تبدیل شده است. در کنار بسیاری از قبرها عکسهای قربانیان قیام وجود دارد. بیشتر آنها مانند جوانان معمولی اواخر دهه 70  و اوایل دهه 80 به نظر می رسند.

همچنین آثار هنری در محوطه وجود دارد که در اطراف قبرها طراحی شده اند.

گورستان 18 می در حاشیه شهر گوانجو قرار دارد و با اتوبوس حدود یک ساعت از مرکز شهر فاصله دارد و فرصتی است برای ادای احترام بازدیدکنندگان از کره به قربانیان استقرار دموکراسی.

انتهای پیام

متقاضیان بیمه بیکاری الکترونیکی درخواست بدهند

‎به گزارش ایسنا، در پی ابلاغیه مشترک معاونت روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تامین اجتماعی به منظور ارئه خدمات بهتر در حوزه حمایت از مشاغل و بیمه بیکاری، ثبت درخواست متقاضیان بیمه بیکاری از طریق سامانه الکترونیکی ثبت درخواست متقاضیان بیمه بیکاری انجام می شود.

این سامانه بدون مراجعه حضوری به ادارات کار و حذف مراحل حضور و غیاب مقرری بگیران بیمه بیکاری تا پایان اردیبهشت ماه طراحی شده است.

در این دستورالعمل، ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی استانها پس از اخذ درخواست متقاضیان واجد شرایط بیمه بیکاری تا پایان اردیبهشت ماه، موظفند نسبت به بررسی غیرحضوری کلیه شرایط قانونی لازم، اقدام و بدون نیاز به روال معمول و طرح موضوع در کمیته‌های مربوطه، در صورت احراز شرایط قانونی برای دریافت مقرری بیمه بیکاری بابت ماههای اسفند ۱۳۹۸ و فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۹ نسبت به ارسال لیست مشمولین به شعب تامین اجتماعی مربوطه جهت برقراری مقرری بیمه بیکاری اقدام کنند.

پیش از این بسیاری از کارشناسان و فعالان حوزه کار در حمایت از کارگران آسیب دیده از کرونا پیشنهاد کرده بودند که برای دو ماه اسفند ۱۳۹۸ و فروردین ۱۳۹۹ بیمه بیکاری پرداخت شود تا هم بین واریز بیمه های آنها فاصله نیفتد و هم بنگاهها آسیب بیشتری نبینند.

وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی به منظور حمایت از صاحبان کسب و کارهای متضرر شده از کرونا، ضمن شناسایی ۹۴۰ بنگاه آسیب دیده در رسته‌های مختلف، مبلغ ۳۰۰۰ میلیارد تومان اعتبار در قالب اعطای تسهیلات و بیمه بیکاری اختصاص داده است.

پیش از این اداره روابط کار و جبران خدمت وزارت کار اعلام کرده بود که کارگران مبتلا به کرونا مشمول دریافت غرامت دستمزد ایام بیماری شده و می‌توانند از مرخصی استعلاجی به شرط تایید سازمان تامین اجتماعی استفاده کنند.

سامانه آنلاین ثبت درخواست بیمه بیکاری به منظور جلوگیری از مراجعه حضوری متقاضیان بیمه بیکاری به ادارات کل استانی و مراکز کاریابی‌ و رعایت سلامت و بهداشت متقاضیان از سوی وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی راه اندازی شده است.

روزآمدی، تسریع در بررسی درخواست‌ها، عدم مراجعه حضوری متقاضی در ادارات و کاهش هزینه اقتصادی، ثبت درخواست متقاضی از طریق تکمیل فرم ثبت درخواست بیمه بیکاری در سامانه، امکان دریافت کد رهگیری درخواست، ارسال پیامک اطلاع رسانی به متقاضی و اطلاع رسانی نحوه ادامه فرآیند از طریق سامانه از جمله مزایا و ویژگی‌های این سامانه به شمار می رود.

متقاضیان بیمه بیکاری می‌توانند با مراجعه به سامانه bimebikari.mcls.gov.ir درخواست خود را ثبت کرده و به صورت الکترونیکی آن را پیگیری کنند.

به گزارش ایسنا، بر اساس قانون بیمه بیکاری، به افرادی که به طور غیر ارادی و در اثر بروز حوادث غیرمترقبه کار خود را از دست می دهند، مقرری بیمه بیکاری پرداخت می‌شود.

انتهای پیام

شباهت در لباس، تنوّع در نظر

به گزارش ایسنا، مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: در یک ماه اخیر که شیوع ویروس کرونا بر همۀ شئون زندگی مردم سایه انداخته در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، ویدویوهای مختلفی منتشر می‌شود که در آنها روحانیون کمتر شناخته شده را می‌بینیم با انواع اظهار نظرها و با این که غالباً ناشناخته‌اند اما به حساب گفتمان رسمی گذاشته می‌شود.

این در حالی است که رهبری و رییس جمهوری به عنوان عالی ترین مقامات جمهوری اسلامی ایران، روحانی‌اند و اگر قرار بر انتساب رسمی باشد مواضع آنان باید اولی باشد.

منحصر به کرونا نیست. سنن ایرانی را نیز در بر می‌گیرد. در ویدیویی یک روحانی، عید نوروز را زیر سؤال می‌برد و می‌گوید «نوروز یک بدعت است» و « اسلام، آن را به رسمیت نمی‌شناسد» و عید نوروز را مخصوص گاوان و خران می‌داند چون می‌توانند از علف‌های تازه سبز شده متمتع شوند و از این که انسان‌ها رویش سبزینگی بهار را جشن بگیرند ابراز تعجب می‌کند!

در تصویری دیگر جوانانی که بسته بودن درهای حرم امام رضا علیه‌السلام را برنتافته و با شعار «حیدر حیدر» به سمت موانع هجوم برده‌اند به سخنان فردی گوش می‌دهند که تأکید دارد ما “شیعۀ انگلیسی” نیستیم ولی وقتی نام «سید صادق شیرازی» را می‌آورد بخشی از حاضران و مهاجمان بر او خُرده می‌گیرند که چرا به آیت‌الله توهین می‌کند.

حسن روحانی رییس جمهوری ایران اما که در اسم و رسم روحانی است و لباس روحانیت شیعه بر تن دارد در آخرین نطق سال ۱۳۹۸ تصریح کرد:

«بستن حرم ها و تعطیل نمازهای جمعه و جماعت، کار آسانی نبود. اگر زیارت قبور ائمه و امام زاده ها مستحب است سلامت مردم امر واجب است و علم و دین ناسازگار نیستند و علما تحجر شکنی کردند».
کاملاً روشن است که مواضع روحانیون شیعه اعم از حکومتی و غیر حکومتی در قبال نوع مواجهه با کرونا و بسته ماندن یا نماندن اماکن متبرکه یک‌سان نیست و اختلافات هم کم نیست.

هم سید مصطفی محقق داماد که اصطلاح «جهل مقدس» را برای توصیف آنچه جهالت به نام دین می‌داند، روحانی است آن هم نواده بنیان‌گذار حوزه علمیۀ قم که ۱۰۰ سال قبل بنا نهاده شد.

شیخ عباس تبریزیان نیز که مدعی طب اسلامی است، لباس روحانیت شیعه بر تن دارد.

نغمۀ ثمینی در کتاب «جنگ‌ها و بدن‌ها» می‌نویسد: «حکومت‌ها با یک‌سان سازی و هم‌شکل سازی لباس‌های افراد و گروه‌ها مانند دانش آموزان و نظامیان، به دنبال ایجاد هویت‌های یک‌سان و هم‌شکل در برابر قدرت و اعطای وظایف یک‌سان و تعریف شده‌اند.»

لباس روحانیت شیعه را اما حکومت یک‌سان نکرده است و به صرف لباس نمی‌توان دریافت پوشندۀ آن با نوروز موافق است یا مخالف. طرفدار توسعه است یا نه. از دین حداکثری دفاع می‌کند یا هواخواه دین حداقلی است و مانند اینها.

می‌خواهم بگویم مشترک بودن لباس روحانیون شیعه نباید ما را دچار این تصور کند که یک‌سان و مانند هم می‌اندیشند و این اتفاقا نه نقطه ضعف که امتیاز و نقطه قوت آنان است که شاید در هیچ صنف دیگری که لباس متحدالشکل دارند نتوان سراغ گرفت.
مثلا می‌توان حدس زد یک پزشک در قبال داروهای گیاهی چه نظری دارد یا یک نظامی طرفدار جنگ است یا نه. اما درمورد روحانیون شیعه، لباس به تنهایی کافی نیست.

البته که روحانیون شیعه در مواردی مانند باور به امامت در مقابل خلافت یا حُرمت برخی نوشیدنی‌ها و خوراکی‌ها و افعال، اشتراک دارند اما این به معنی اشتراک در زمینه‌های دیگر نیست.

چه بسا یکی از حافظ لذت ببرد و دیگری حتی حافظ را تکفیر کند. یکی فعالیت سیاسی را تکلیف شرعی بداند و دیگری از سیاست کناره بگیرد.

یکی اهل فلسفه باشد و ابراز کند و نظریه فلسفی بدهد و دیگری با فلسفه مطلقاً میانه نداشته باشد تا جایی که آیت‌الله منتظری در خاطرات خود آورده است از طرف آیت‌الله بروجردی مأمور شده بود به علامۀ طباطبایی بگوید درس فلسفه را تعطیل کند یا لااقل عنوان آن را تغییر دهد.

روحانیون شیعه، هم لباس‌اند اما در دیدگاه‌ها بسیار متنوع‌اند و مانند هم نمی‌اندیشند و شباهت سخنان معممینی که در صدا و سیما سخن می‌گویند یا شباهت مواضع روحانیونی که در فضای مجازی نقد می‌شوند نباید ما را دچار این تصور اشتباه سازد که همه مثل هم‌اند.

دادگاه ویژه روحانیت خاصه برای اتهامات سیاسی گواهی دیگر است. عبدالله نوری در این دادگاه محاکمه شد. یک روحانی با چند حکم مستقیم از امام خمینی (نماینده در جهاد، سپاه و شورای بازنگری قانون اساسی) و رییس دادگاه نیز روحانی بود.

اکنون نیز یکی از سه چهرۀ محصور سیاسی روحانی است و با لباس او کار ندارند. حامیان قدرتمند حصر او در حاکمیت نیز روحانی‌اند.

هم سید مجتبی نواب صفوی که دست به ترور می زد لباس روحانیت بر تن داشت و هم مرجع عالی شیعه که با شیوۀ او موافق نبود.

از این رو برای این پرسش که آیا روحانیت شیعه با عید نوروز موافق است یا نه، پاسخ روشنی در دست نیست.

چرا که امام خمینی تعبیر «عید نوروز» را معمولا به کار نمی‌برد هرچند در مقام رهبر حکومت هیچ مانعی برای برگزاری عید ایجاد نکرد.

در همین حال، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از همان زمان ریاست جمهوری به صراحت از «عید نوروز» سخن می‌گفتند. به یاد آوریم سال‌هایی را که در تلویزیون به جای عید نوروز «سال نو» گفته می‌شد یا این حدیث را زیاد می‌شنیدیم که «عید ما روزی است که در آن کسی گناهی مرتکب نشود.»

آیت‌الله خزعلی هم بنیاد الغدیر را تأسیس کرده بود و به دنبال این بود که عید شیعی را جایگزین عید باستانی کند و البته توفیقی کسب نکرد. همان گونه که مواضع روحانیون در مقابل عید نوروز و میزان دخالت در سیاست یا حق رأی بانوان و موسیقی و ورود زنان به ورزشگاه‌ها یک‌سان نیست.
 
 شامل زمینه های اقتصادی هم می‌شود. مثلاً فقیهی چون آیت‌الله موسوی بجنوردی، ربا را همان بهرۀ بانکی نمی‌داند و می‌گوید وقتی دولت می‌گوید نرخ تورم مثلا ۳۰ درصد است ۳۰ درصد بهره در واقع تنها تورم را پوشش می‌دهد تا قدرت خرید کم نشود و همان ربا نیست. در مقابل غالب مراجع چنین نظری ندارند.

جان کلام این نوشته این است نه آنچه را از زبان روحانیون در صدا و سیما می‌شنویم می توان به همۀ روحانیون نسبت داد و نه آنچه از زبان روحانیون در فضای مجازی و شبکۀ اجتماعی می شنویم نظر همۀ روحانیون است.

به نظر می‌رسد در این مورد خاص لباس، اشتراک ایجاد نکرده است. اگر باور ندارید می‌توانید حسن روحانی را با حمید رسایی مقایسه کنید و محمد خاتمی را با احمد خاتمی.

این نوشته را با علم به این واقعیت می نویسم که خوانندگانی اصرار دارند بگویند نه «همه مثل هم‌اند».

این نوشته اما می‌خواهد عکس این گزاره را بگوید. یکی از نشانه‌های توسعه یافتگی هر جامعه «تفکیک» است و « همه را مثل هم ندیدن» و لباس را برای قضاوت، کافی ندانستن.

انتهای پیام

برنامه های بانک مرکزی برای جهش تولید

به گزارش ایسنا، عبدالناصر همتی در پست اینستاگرامی اظهار کرد: در  راستای نامگذاری سال جدید به نام جهش تولید، اولین اولویت بانک مرکزی  ادامه سیاست های مهار تورم وکنترل افزایش سطح عمومی قیمتها درحد مقدور است.
وی ایجاد خطوط اعتباری لازم برای بانک ها به نحوی که مشخصاً به افزایش ظرفیت واحدهای تولیدی درقالب وام های جدید منجر شود را از دیگر برنامه های بانک مرکزی عنوان کرد و افزود: تداوم مدیریت بازار ارز وتسهیل عرضه و تأمین ارز مورد نیاز واحدهای مختلف تولیدی برای واردات مواداولیه و واسطه ای و تضمین افزایش رقابت پذیری اقتصادوصادرات باکمک به ثبیت نرخ ارز حقیقی مؤثر نیز در راستای این هدف سرلوحه قرار خواهد گرفت.

طبق اعلام همتی، توسعه «عملیات بازار باز »و کنترل نرخ سود برای فراهم آوردن شرایط برای اجرای سیاست های سرمایه گذاری دولت و تحریک رشد اقتصادی از دیگر اولویت ها برای رسیدن به شعار امسال است.

رییس کل بانک مرکزی همچنین جلوگیری از ورود منابع بانکها به فعالیت های سوداگرانه و تمرکز براجرای سیاست‌های احتیاطی بانک‌ها را از دیگر برنامه ها در این راستا دانست و گفت: اصلاح ترازنامه بانک‌ها در جهت آزاد کردن منابع آنها برای افزایش لازم در میزان اعتباردهی آن‌ها به سرمایه گذاری ها وایجاد زیرساخت‌های لازم اقتصادی انجام می شود و ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام